الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )

275

المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )

سار : السَّيْر : گذشتن و سير كردن در زمين . رجل سَائِر و سَيَّار : مردى سير كننده . السَّيَّارَة : گروه و جماعت ، خداى تعالى گويد : ( وَ جاءَتْ سَيَّارَةٌ - 19 / يوسف ) افعال اين واژه ، 1 - سِرْتُ : گردش كردم و گذشتم 2 - سِرْتُ بفلان - 3 - سِرْتُهُ ، 4 - سَيَّرْتُهُ . ( 1 - رفتم 2 - فلانى را بردم 3 - بردمش 4 - زياد گردشش دادم و گرداندمش ، اين فعل بدون حرف جارّه ، هم لازم است و هم متعدّى ) . در معنى اوّل يعنى ( لازم ) آيه : ( أَ فَلَمْ يَسِيرُوا - 109 / يوسف ) و ( قُلْ سِيرُوا - 11 / انعام ) و ( سِيرُوا فِيها لَيالِيَ - 18 / سباء ) و در معنى دوّم ( متعدّى با حرف جرّ ) آيه : ( سارَ بِأَهْلِهِ - 29 / قصص ) . امّا قسمت سوّم ، يعنى - سرته ( متعدّى بدون حرف جرّ ) در قرآن نيامده است . و در قسمت چهارم ، آيه : ( وَ سُيِّرَتِ الْجِبالُ - 20 / نباء ) و ( هُوَ الَّذِي يُسَيِّرُكُمْ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ - 22 / يونس ) است . امّا در مورد آيه : ( سِيرُوا فِي الْأَرْضِ - 11 / انعام ) گفته شده تشويقى است بر سير و سياحت در زمين با جسم و بدن و نيز گفته شده تشويقى است بر جولان و حركت

--> خداوند است كه شايسته سيادت است » . گويى پيامبر دوست نداشت كه رو در روى و در حضورش او را مدح كنند و او - فروتنى را دوست مىداشت . و در حديثى ديگر فرموده است مرا همانگونه كه خداوند با واژه‌هاى نبى و رسول ناميده است بناميد - و لا تسمونى سيدا كما تسمون رؤساءكم فانّى لست كأحدكم ممّن يسودكم فى اسباب الدّنيا - مرا همچون رؤساى دنياى خويش نناميد زيرا من در اسباب دنياوى همانند رؤساتان كه بر شما سيادت دارند نيستم . ( النّهايه ج 2 ص 417 ) در اين حديث و احاديث ديگر كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله واژه سيد را در مورد فرزندانش به كار برده معناى صحيح بزرگوارى و سيادت و سرورى معنوى و دينى به خوبى دانسته مىشود و او در جهات ديگر كه همان سرپرستى امور حكومتى و سيادت واقعى است با واژه - ولى - نام برده شده كه گفت ( إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا . . . ) يعنى پيامبر در آن امور همانند خداوند به شما ولايت دارد و مولاىتان است به گفته مولوى : كيست مولى آنكه آزادت كند * بند رقّيّت ز پايت بر كند زين سبب پيغمبر با اجتهاد * نام خود و آن على مولا نهاد .